Raha PEN  رها پن

 

Register | Sign In | Password Forgotten? | Site Map | RSS | Tell a Friend | About Us| Contact Us | Home

 

 

نام نویسی | ورود برای انتشار | بازیابی کلمه ی عبور  | نقشه ی سايت | آر. اس. اس | رها پن را به دوستان خود معرفی کنيد;


Do you wish to join RAHA’s independent writers’ home?

آیا می خواهید به رها پن خانه ی نویسندگان آزاد بپیوندید؟


 

پذيرش سايت > فارسی > شعر > ما با خود رفتگانيم

ما با خود رفتگانيم

شنبه 26 ژوئن 2004, بوسيله ى کریم شفایی



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید
;
;

ما با خود رفتگانيم

وآنچه از ما بر جاي مانده است

پيكري است تهي،

با حفره هايي در صورت

كه مي گويند روزگاري درآنها درخشش عجيبي بود

ازچشم هايي كه از حادثه عشق تر بودند

و خدا را در چند قدمي خويش مي ديدند!

 

آه!

چيزي است كه در من مي خواند

چيزي است كه در من غوغا مي كند

و شط آرام غم

 چهره بهت را شست و شو مي دهد.

بگذار اين پچپچه تا سر انگشت صبح تداوم يابد

و نخ آواز چلچله

 برگ ها را با بهار پيوند زند.

 

تو سوي چشمانت را از كدامين ستاره به وام مي گيري

كه اين چنين بر پيشاني ماه مي درخشي؟

 

پنجره ها را باز مي كني

و از رهگذراني كه باد_كلاه هاي شان را برده

با اضطراب مي پرسي:

شما كه تو راه مي آمديد

نديديد كه باد دختري را با خودش ببرد؟

وقتي هزار بار اين پرسش را

از هزار رهگذر آشفتهء باد پرسيدي

آن وقت نوبت من خواهد رسيد

كه پنجره ها را باز كنم

و از رهگذراني كه هيچ وقت_باران چترهاي شان را خيس نكرده

با نگراني بپرسم:

شما كه تو راه مي آمديد

نديديد كه باران مردي را با خودش ببرد؟

بادها دختران خدا را با خود مي برند

و باران هاي بهاري مردان خدا را از روي زمين مي شويند

باراني كه مرا از روي خاك شست و برد

اشك هايي بود كه از چشمان تو مي باريد_

پس از آنكه من تنها و غريب مردم

بر روي خاكي كه هنوز گرماي نگاه تو را داشت!

 

 گوش كن، صداي گريستن باد است كه تو را به سوي خود فرا مي خواند

 

بي گاهان

آنجا كه مانده اي كه- بي رنگي آسمان

از غروبي پيش رس حكايت دارد

يا طلوعي به تاخير افتاده،

در آنسوي كوه ها

چگونه آواز خواهي خواند

وقتي همهء شعرهايي راكه برايت خوانده ام

فراموش كرده اي؟

و نمي داني سياهي يي كه در چشم انداز مضطرب نگاهت گم مي شود

جنازه اي است كه تابوتش را با دست هاي خودت ساخته اي!

 

به همهمه هاي باد دقت كن

كه در مسير عبوراز شهري گم شده

هزار پچپچه و نجواي پنهان را با خود آورده

كه خبر از گريه تلخ مردي درخلوت شب مي دهد!

 

وقتي من شعر گفتن بلد نيستم

زماني كه تو شعر خواندن نمي تواني

شاعر جنازه اي بيش نيست

 

يانميشدير

بير آزجادا دايانسئيدين

قيزيشابيلردين اونون پورتموش صوراتلاري نين ايستيسينده

 

آدديملاريوي سايميرديم

گل گئت يوللاريوا گودوكچو ده ييرديم

آمما حيران قالميشدير گوزلريم

 

دئه، قوي بيليم

ندن قاچيردين؟ اوشوموشدون؟

الوو چكيردي اوره گيم، اونداكي سن آه چكيردين

 

از خنديدن مي ترسم!

از گريستن مي ترسم!

چشمي خندان و چشمي گريان،

لرزش لب هايم چه مي خواهند از من؟

دست هايم را كجا پنهان كنم،

پاهاي سراسيمه ام را به كجا برم؟

 

دلواپس مباش

حرف به حرف آوازت را از لرزش لب هايت مي خوانم،

نمي خواهد كه صدايت را بلند كني

كه فرياد عشق ات را بشنوند:

صداي ازدحام خيابان ها اجازه نخواهند داد

تو سرود مهرباني ات را به گوش ديگران برساني!

همين كه من بفهمم كافي است،

شعر من همواره از زبان تو سخن خواهد گفت!

 

تلنگري بر پوسته وهم آلود شب / و ضربه اي نا به هنگام برپوست كشيده دف / آنگاه - مضرابي سنگين بر سيم برافروخته تار / تا آشوبي به پا شود / در گلوي بغض كرده اي كه / به قدر هزار آسمان بهاري / فرياد در سينه انباشته است!

 

آوازي براي آيينه ها

لال چرا نشسته اي؟

دهان باز كن

بگذارآواز خوان عاشقي كه

درون سينه ات بال بال مي زند

صدايش را رها كند!

در اين بهت خاموش

تو از چه مي ترسي طفلكم؟

از خشكي و برهنگي پوسته اي كه

جان شوريده مرا به بند كشيده!

من كه آن نيستم

تو هم كه اين نيستي،

تو پر هياهوترين گنجشك باغ ها-

و من نهال ترسيده اي

كه وحشت زمستان به يكباره پيرش كرده است!

 

پرنده زيبايم

خاموش چرا مانده اي؟

دهان باز كن وعاشقانه بخوان!

پذيرش سايت > فارسی > شعر > ما با خود رفتگانيم


Share this page  

Balatarin, BackFlip, BackFlip, BackFlip, del.icio.us, Bibsonomy, BlinkList, BlogMarks, CiteUlike, Digg, Diigo, DZone, Fark, FeedMeLinks, Furl (alt.), Google, Jots, Linkagogo, LinkRoll, Lycos, ma.gnolia, Markabboo, Netscape, Netvouz, Newsvine, NowPublic, PlugIM, reddit, Rojo, Scuttle, Simpy, SiteJot, Smarking, Spurl, Squidoo, Taggly, tagtooga, Wink, Wists

پاسخ به اين مقاله

Kabul Press

www.kabulpress.org

www.frogbooks.net

www.ipplans.com

 

Register | Sign In | Password Forgotten? | Site Map | RSS | Tell a Friend | About Us| Contact Us | Home

نام نویسی | ورود برای انتشار | بازیابی کلمه ی عبور  | نقشه ی سايت | آر. اس. اس | رها پن را به دوستان خود معرفی کنيد;


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2010/ Authors

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به رها پن خانه ی نویسندگان آزاد و نویسندگان می باشد

 

Website hosted and designed by IP Plans