Raha PEN  رها پن

 

Register | Sign In | Password Forgotten? | Site Map | RSS | Tell a Friend | About Us| Contact Us | Home

 

 

نام نویسی | ورود برای انتشار | بازیابی کلمه ی عبور  | نقشه ی سايت | آر. اس. اس | رها پن را به دوستان خود معرفی کنيد;


Do you wish to join RAHA’s independent writers’ home?

آیا می خواهید به رها پن خانه ی نویسندگان آزاد بپیوندید؟


 

تو را كه گفت كه از غيب بيايى و اينجا چراغى روشن كنى

 و كنار تنهايى من بنشينى چون كوه

 و جرقه ى دندان هايت مرا بتركاند چون سنگى سفيد !

 اميد بانگ سروشى داشتم

  صداى رعدى به دادم رسيد

 و چون به اقبال من دو پرنده بيايند از دو سو

 دل من در ميان دو كركس به يغما رفته است

  دست در كنگره هاى ايوان دلم مى گذارند

 ايزدان غمت كه مى آيند

 و هفتمين امشاسپندان در ميانشان نيست

 و هفتمين ريگ را در چشمه دلم كو

 تا بياندازد فرشته اى كه مى آيد

 و كنار چشمه گود خيال هاى من ، گيسو وا مى كند

 به سوى زمان و به سوى عدم

  در غيب مى لايند سگان

 گيسو مى آرايند عروسان

 عود مى سايند لالايان

 و كودكى و پيرى و ميرايى مرا مى آورند

 و در يك آئينه در پهلويم مى نهند

  كو هفتمين سبو

 آنگه كو هفتمين پوزار و كو هفتمين خيزران

 سفر دراز مرا كو آهنگ و زنگ و دراى

 كو آن دم كه پروانه ها مى آيند

 از سپيدى زنخدانم آغاز مى كنند

 سياهى فكرهايم را با ظلمت گويى سياه عوض مى كنند

 و عروسان و سگان و اميران را

 از پشت حصار فكر تاريكم رها مى كنند

 تا بگردند و ديوانه اى ديگر پيدا كنند

 وانگه در خيال او يكديگر را بيابند باز

 و بگويند : واى چه زود گذشت !

  چه زود زود زود گذشت از آخرين مهمانى

 تا اولين ملاقات بعدى در صبح زود

 در كفش كن ايوان اين خانه

 اين چخ چخ سگ هاى سفيده و سياهى لامپ هاى سوخته هستند

 وقتى دو سه مهمان خسته و خواب آلود

 با هم از كريدور زايشگاه بر مى گردن

 با رختهاشان روى مبل هاى قسطى مى خوابند

 و با خستگى به هم دروغ مى گويند : جدى چى خوب

 طفلى زود فارغ شد اگه نه

 اين مريضخونه ها هستن كه بيخودى اين طفليا رو سزارين مى كنن

  قديما كى اين رسما بود

 عين ممّد خدا بيامرز

 ننه اش مى گف انگارى سنگ سيا مى خواستم بزام ننه

 خدا نصيب تون نكنه اول پاييز بود

  بچه ام پير بود

 بچه ام پياده بود

 بچه ام پيغمبر بود

  يه خال سيا رو دستش بود

 يه شمع سفيدم تو دست ديگه اش

 اگه نه اجنّه بردن

 و به جاش برام اين طفل بدعنق را آوردن

 با اى اخم سيا

  مهمونا با رختاى مچاله و سردرد بى وقت

 دنبال قرص آسپرين مى گردن ده صبح

 دنبال نون كهنه

 دنبال چار تا دونه قندم كه تو اين خونه ها گير نمياد :

 عرسمون انگارى از دماغ فيل افتاده

 بيچاره چى مى كشه از دستش پسرم

 نه بگى تو اين خونه دس مى زنه از سيا به سفيد

  ميگه معطل يه پيغومه

 يعنى مى خواد بچه مو بذاره بره خارج پيش قوماش

 طفلى بچه ام !

 با اين جاه و جلالى كه اين دختره ى غربتى رو خونه اش آورده

 هنو با قرض و قوله هاش داره دس به كلنجار ميره

با صد جور وام و قرض بانگ

 يكى از قوم و خرساش نيس همپاش

 كه اقلى كم يه دستى برسونن به زير بال و پرش!…

 خوب مگه نگف كه عرسمون غربتيه

 آلاخون والاخون بوده سرگذر

 بعدم يه كاره مياد تو آينه اولاد ما

 و روز روشن عنانشو مى ستونه

 و بهش ميگه: كجا آقا دارى ميرى

 يه غريب مسافر نمى خواى كه باهش بخوابى يه صبح زود

 و عين كلم برگم آبستنش كنى!

 نمى خواى پشت گوشاش بخوابى

 و تو دهنش بيدار شى ، عين ابليس از تو دهون مار

 بعدم برى تو بهشت و عين آدم ابوالبشر بيدار بشى

 با شيطونت بياى تو اين دود و دما آواره بشى!!

  ميگه قش قش تو روم خنديد و گف :

 آقا يه آدرس مى خواستم

 گفتم شما نبودى كه گفتى مى خواى با من بخوابى

 اونم ميگه : آى مردم !

 آى ملت ! آى پاسبون !

  نوكرتم خانومى !

 من تو اين محله نوم و نشون دارم

 دارن برام ميان تحقيقات

 قراره تو بانگ استخدام بشم

 تو رو خدا تو بختم دس به آب نرسون

 من طفلى اومدم از سر خيابون يه دونه نون بستونم و برم خونه

 صبح جمعه اس مثلاً

 يه جوون شهرسّونى هستم با يه عالم رخت چرك و يه عالم آرزو

 يه صاحبخونه ى غرغروم دارم كه دنبال بهونه اس

 يه عالم فرمم بم دادن كه دارم صبح و شوم مى شينم پرشون مى كنم

 نشون به اون نشون كه امروزم رسيده بودى

 به اينكه (( همسر ايده آلأتون را شرح دهين ))

 تو از كجا فهميدى ؟!

 

 مى بينى اولاد ساده ى ما رو خانوم

 اونم عدلى ميگه : منم همون عيال شوما هسّم

  نگاى ساكم نمى كنى

 اساعه افتادم از آسمون و

 هنو رختاى خيسم بو ابراى آبادى خودتونا ميده

 طفلى اولاد مام ميره رختاشو بو مى كشه

 از سادگى اشك از چشاش را افتاده بوده ، عين جوب

 اِ اِ اِ اينجا را نيگا كن ! دارى چيكار مى كنى آقا

 دنيا را آب انداختى آى عمو!!

 چيكارش دارين شويكمو!

 اگه چپ نيگاش كنين با چنگولام چشاتونو در ميارم

 چى خيال كردين ، ها !

  خوب خانم همچين عروسى ميخواستى بياد تو خونه ى پسرت بشينه قن بشكنه

 يا آش اماج بار بذاره!!

 طفلى بچه ام

 چقدم واسه اش ضعف ميره طفلى

 از كون دختره مى خوره، حيوون بى زبون

 دعا ييش كرده بچه مو ، اين ديگه اولادم نيس

 ميگى، ميگه : هيس

 ميگه : هيچى نگين ها! يه وخ من خونه نيسّم عذاب اذيتش ندين

 تو رو خدا مى بينى!!

 مثلاً كوبيديم اومديم دو روز خونه اش

 ميگه : به زنم نيگاى چپ كردين نه من نه شما

 بعدم ميگى بند نافشو به اسم اين دختره ى اكبيرى بريده باشن

 آنى منفك نمى شه ازش

 بعدم از بانگم انگارى در اومده

 ميگه مى خوام فقط پيش حبيبم باشم تو اين دو روز

 بعدم انگار از غيب اين يه لقمه نون بهش حواله مى شه

 ميگه نمى خوام برم سركار

 بعدم ميگه: معطل اين اولادم هسّم فقط

  ميگم زن! بلن شيم بريم بيمارستان

 دلم داره از دهنم در مياد

 بچه مون بچه اش به دنيا اومده ديگه تا حالا

 هر چى نباشه ما ننه بابا هسّيم ديگه

 بچه مون داره بچه دار مى شه ها

 ها ها ها ! لعنت خدا بر دل سياه شيطون كنيم

 خيلى خوبم هس عروسمون مگه نه انيس !

 مگه نه گلين آغا

 مگه نه انسى ، مگه نه خاور باجى !

 خوب خوبم هس ، انتهاش اگه نيّره دختر مش گلابتونا مى گرف…

 خوبه خوبه ! وا

 قوم شو مى خواسّن لقمه بگيرن واسه بچه يكى يه دونم

 شومام اگه بچه ى يكى يه دونه تونا مى خواسّين، آواره ى تيرونش نمى كردين

 از همين اول بچگى

 بختش بوده ! اقبالش بوده ! حالام ديگه …

 ديگه چى به از اينكه يكى مفتى اومده و زن بچه مون شده

 هيشكى هم ردش نيومده تا ازش قباله بخواد، يا شير بها

 انگارى نيّره مى خواسته واسش باغ پايين بياره ، يا آسياى بالا

 واز شوما دعواتون افتاد ! آى خدا

 از تو قطار اين دفه ى چارمه دارم دعوا سيوا مى كنم ها!

 شيطونه ميگه بلن شم برم خودمو گور و گم كنم تو اى شهر شلوغ

  بلن شين دس جمعى دس نماز بگيرين نزديك تهرونه قطار

 دور و براى ورامينيم ، نزديكاى ايسگاى پيشيوا

 اينجا قطار يه دم واميسته ، بعد شم ديگه تهرون رسيديم، به اميد خدا

 به شيطون لعنت چى خواباى شور به در شورى ميديدم پناه بر خدا

 لابد خواب مى ديدى بچه مون بزرگ شده، رفته زن استونده تو شهر غريب

 تو از كجا فهميدى هيبت آقا !

 خوب منم خواب مى ديدم تو دوباره دارى خواب مى بينى

 از اى بابتا…


Share this page  

Balatarin, BackFlip, BackFlip, BackFlip, del.icio.us, Bibsonomy, BlinkList, BlogMarks, CiteUlike, Digg, Diigo, DZone, Fark, FeedMeLinks, Furl (alt.), Google, Jots, Linkagogo, LinkRoll, Lycos, ma.gnolia, Markabboo, Netscape, Netvouz, Newsvine, NowPublic, PlugIM, reddit, Rojo, Scuttle, Simpy, SiteJot, Smarking, Spurl, Squidoo, Taggly, tagtooga, Wink, Wists

پاسخ به اين مقاله

Kabul Press

www.kabulpress.org

www.frogbooks.net

www.ipplans.com

 

Register | Sign In | Password Forgotten? | Site Map | RSS | Tell a Friend | About Us| Contact Us | Home

نام نویسی | ورود برای انتشار | بازیابی کلمه ی عبور  | نقشه ی سايت | آر. اس. اس | رها پن را به دوستان خود معرفی کنيد;


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2010/ Authors

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به رها پن خانه ی نویسندگان آزاد و نویسندگان می باشد

 

Website hosted and designed by IP Plans