Raha PEN  رها پن

 

Register | Sign In | Password Forgotten? | Site Map | RSS | Tell a Friend | About Us| Contact Us | Home

 

 

نام نویسی | ورود برای انتشار | بازیابی کلمه ی عبور  | نقشه ی سايت | آر. اس. اس | رها پن را به دوستان خود معرفی کنيد;


Do you wish to join RAHA’s independent writers’ home?

آیا می خواهید به رها پن خانه ی نویسندگان آزاد بپیوندید؟


 

پذيرش سايت > فارسی > دیدگاه > ما نويسنده‌ايم و نوشتن حرفه ‌ی ماست؛ اما…

ما نويسنده‌ايم و نوشتن حرفه ‌ی ماست؛ اما…

جمعه 24 اكتبر 2003, بوسيله ى سعید طباطبایی



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید
;
;

«روزي نيست كه در اين سرزمين با خبر ناگواري روبرو نشويم، با آن‌كه بس نوشته‌ايم و گفته‌ايم و هيچ گوش شنوايي نبوده است، هرگز از گفتن و نوشتن، باز نمي‌مانيم. باري ما را از اين اعتراض‌ها كه مكرر و مكرر مي‌شود، گزيري نيست كه ما نويسنده‌ايم و نوشتن حرفه‌ي ما است و خموشي چاره‌ي اين رفتارهاي ظالمانه نيست. تشكيل مجمع عمومي كانون نويسندگان را مانع شدند، از نشست‌هاي ماهانه بي‌بهره مانديم و اهل قلم، همچنان يكي پس از ديگري به بهانه‌هاي واهي و البته به جرم نوشتن روانه‌ي زندان مي‌شوند … و فردا چه در پيش خواهد بود، پرسش بي‌پاسخ همه‌ي ما است.» اين متن بخشي از بيانيه‌ي كانون نويسندگان، موسوم به «پرسش بي‌پاسخ» است كه چند ماه قبل، هم‌زمان با مرگ مشكوك زهرا كاظمي و دستگيري عده‌اي از روزنامه‌نگاران ايراني انتشار يافت. اين متن كه در دفاع از آزادي بيان منتشر شده سوال‌هايي را پيش روي مي‌نهد. آيا نويسنده و جماعت نويسندگان در برابر تهديدات فقط دو راه دارند؟ سكوت و پذيرش؟و صدور بيانيه؟ آيا در سال‌هايي كه از عمر كانون نويسندگان مي‌گذرد صدور اين نوع بيانيه‌ها و اعتراض‌ها راه به جايي برده است؟ و …

من تصور مي‌كنم عملكرد نه چندان موفق كانون نويسندگان در دفاع از حقوق مولفان و پديدآورندگان ايراني – كه تماما‏‏‎‍‎‎‏ً نيز شايد به برخورد كينه‌جويانه‌ي حكومت باز نگردد-

بايد پرسش‌هاي بي‌شماري را براي دست‌اندركاران انجمن جهاني قلم و ديگر سازمان‌هاي جهاني مدافع حقوق نويسندگان طرح كند. تاريخچه‌ي همراه با درد كانون نويسندگان و روح آزادي‌خواهي نهفته در اين نهاد، بس قابل احترام است اما ناچاريم بپذيريم كه عدم به رسميت شناختن يا درواقع اعلام غيرقانوني بودن اين تشكل از سوي نهادهاي امنيتي حكومت ايران موجب شده كه كانون نتواند آن‌سان كه بايدحتا از ابتدايي‌ترين حقوق جامعه‌ي نويسندگان ايراني حمايت كند. شايد يك اشاره كافي باشد؛ در طي چند دهه‌ي اخير تعدادي از نويسندگان، شاعران و متفكران ايراني با دلايل نامعلوم و در شرايطي مشكوك جان سپرده‌اند. اگر در اين مقال، قضاوت درباره‌ي چگونگي اين نوع اتفاقات را كنار بگذاريم عملاً يك نكته باقي مي‌ماند؛ جامعه‌ي نويسندگان و خانواده‌ي متوفيان حق دارند كه از موقعيت و دلايل منجر به فوت عزيزانشان مطلع شوند. اما دريغ از پيگيري‌هاي به ثمر رسيده و …

نبود آزادي بيان و برخورد غيرقانوني و غيرعرفي با صاحبان قلم هرچند دغدغه‌اي اساسي براي نويسندگان و متفكران ايراني است اما نيازها و مشكلات آن‌ها به اين يك مورد محدود نمي‌شود. اگر با وسعت ديد به دغدغه‌ها و مشكلات نويسندگان بنگريم خواهيم ديد كه برخورد حكومت به شكل عيني و عملي به بخشي از گروه نويسندگان و متفكران محدود شده است. هرچند اين وضعيت، امنيت كل جامعه‌ي نويسندگان و حتا كل انسان‌هاي ساكن اين مرزها را برهم مي‌زند اما نمي‌تواند دليل قانع‌كننده‌اي باشد كه به ديگر مشكلات جامعه‌ي نويسندگان نظري نيفكنيم. آيا نبود قانون‌هاي جامع حمايتي در رابطه با حقوق اثر يا مهجور ماندن قانون ناكافي فعلي مشكلي همگاني‌تر براي نويسندگان نيست؟ مسائل معيشتي، بيمه، تامين‌اجتماعي، مسكن و … پرونده‌ي عظيمي از كار انجام نشده را در پيش روي كانون نويسندگان باز مي‌بينيم. هنوز كه هنوز است با گذشت سال‌هاي متمادي از تشكيل كانون، نويسنده بودن به عنوان يك موقعيت حرفه‌اي در ميان اقشار جامعه تثبيت نشده و هركدام از ما سعي مي‌كنيم شغل اصلي خود را پنهان كنيم. هرچند شغل كاذب در جامعه‌ي ايران ابعاد وسيع و ناشناخته‌ي بسياري دارد اما در مورد نويسندگان فاجعه عميق‌تر است. نويسندگي خود به شغل دوم يا سوم يا … تبديل شده است. البته ريشه‌ي اين مسائل نه صرفاً در نبود يك سنديكاي قوي و قانوني كه در هزار بيغوله است. اما ناگزيريم بپذيريم كانون نويسندگان نيز در اين راه قدمي برنداشته. (متاسفانه در اين راستاها اقدامات وزارت ارشاد و فرهنگ بيش از تلاش‌هاي كانون بوده و البته هيچ عملكرد دولتي ره به جايي نمي‌برد.) بي‌توجهي به اين مسائل از طرفي در ساختار كانون نويسندگان ايران ريشه دارد اما بعد وسيع‌تر و اصلي‌تر آن همانا برخورد حكومتي با كانون است. اين بعد كه موجب شده تمركز برتلاش‌هاي سياسي باشد كانون را از كارهاي ديگر بازداشته و از سويي عدم رسميت اين نهاد تلاش‌هاي حقوقي را نيز بي‌ثمر خواهد گذاشت.

وضعيت شرح داده شده صرفاً به محدوده‌ي سياسي كشور ما محدود نمي‌شود و در اكثر كشورهاي منطقه چنين وضعيتي را مشاهده مي‌كنيم. نگاه و نحوه‌ي حضور حكومت در زندگي مردم، تغييرات گسترده و سريع سياسي، تندروي‌ها و افراطي‌گري‌هايي كه هر از چندي در انديشه و در ابعاد حكومت‌داري نمود مي‌كند شرايط غير قابل پيش‌بيني و بي‌ثباتي را براي تشكل‌هاي مردمي و نهادهاي حمايتي منطقه ايجاد كرده است. شرايط و حتا ميزان رسميت اين نهادها با تغيير دولت يا حتا يك وزير دست‌خوش تغيير مي‌شود و عمده‌ي لطمات اين تغييرات را قشر تحت حمايت تحمل خواهند كرد…

نگرش ما تا به اين‌جا حاصل حركتي از سطح به عمق بود. اگر به قضايا از ژرفا نگاه كنيم روي ديگري از سكه نمايان مي‌شود. تشكيل نهادهاي مدني و حمايتي در چهارچوب مرزهاي سياسي آن‌هم از طرف جامعه‌ي نويسندگان جاي بحث دارد. امروزه وجود مرزهاي سياسي بيشتر به تصور بدل شده است تا هرچيز ديگري. شايد در گذشته‌اي دورتر مرزها حامل مفاهيم ديگري نيز بوده‌اند اما به‌خصوص بعد از جنگ جهاني دوم اين حامل‌ها سقوط كرده و مفهوم مرز صرفاً مترادف شده با اراده‌ي سياسي يك دولت و تاكيد مي‌كنم صرفاً اراده‌ي سياسي، نه اقتصادي، اجتماعي و يا… خواسته يا ناخواسته فروريزش مفهوم‌ها در خاورميانه هم رخ داده است و شايد حتا با بزرگ‌نمايي بيشتر. قبل‌تر اشاره شد كه تعلق به مرزهاي سياسي براي نويسندگان دردناك‌تر است نه به خاطر پيشرو بودن آن‌ها در مسائل اجتماعي بل به خاطر سرو كار داشتن با مقوله‌ي زبان. زبان در كنار تمام دگم‌هايي كه حامل آن‌ است به ما آموخته كه مرز تصور و قراردادي بيش نيست و اگر مرزي براي نويسنده باشد همانا زباني‌ست كه آن را به كار مي‌بندد. من قبل از آن‌كه يك ايراني يا هرچيز ديگري باشم يك فارسي زبانم (پارسي) حال با هر گويش يا لهجه‌اي كه سخن بگويم. هيچ‌گاه براي نويسندگان، خاك يا خون مصدر مليت نبوده است، زباني كه با آن آفرينش هنري مي‌كرده‌اند، زباني كه با آن به خلاقيت دست مي‌زده‌اند مرجع مليت آن‌ها شناخته مي‌شده. اگر بپذيريم كه واقعيت‌ها (و حتا مجازها) بعدي زباني دارند بايد بپذيريم كه زبان شايد تنها مرز محتمل باشد. هرچند در طول اين مرز شاهد سيم‌خاردارها نباشيم و برعكس شاهد اختلاطي نا متعين از واژه، دستور، نحوه‌ي نگارش … و در نهايت در اين مرز شاهد ارتباطي بينامتني هستيم. شايد بهتر مي‌بود نهادهاي حمايتي حداقل با توجه به اين مرز تشكيل شوند، بدين‌سان غير ازآن‌كه في‌نفسه به ذات هنر و نوشتار نزديك مي‌شديم توانايي‌ها و امكانات حمايتي نيز گسترش مي‌يافت. تشكل‌هاي فرا ملي، قدرت و كارايي‌هاي خود را ثابت كرده‌اند. تشكل فرا ملي چندان دربند و نيازمند تاييد حكومت‌ها نيست. عملكرد چنين نهادي اگر از بعد سياسي با خللي روبرو شود الزاماً ابعاد ديگر فعاليتش فراموش نخواهد شد. اين گسترش امكانات و فراروي از مرزهاي سياسي مي‌تواند به ايجاد مناطق امن در كشورهاي منطقه منجر شود و هزاران امكان ديگر كه هم‌اكنون عملاً نويسندگان ساكن اروپا و امريكاي شمالي از آن بهره مي‌برند. ساختارهاي حكومتي و مفهوم دولت در اروپا و امريكاي شمالي اين امكان را براي نهادهاي ملي ايجاد كرده كه نگاهي فراملي به ابعاد كاري خود بيفكنند. اما درجايي چون خاورميانه نياز به تغيير ساختار اين نهادها به شدت احساس مي‌شود زيرا حكومت و دولت در اين‌جا مفهوم ديگري دارد

تشكيل نهادي قدرتمند حتا در شكل نمايندگي انجمن جهاني قلم براي نويسندگان فارسي زبان در وراي مرزهاي سياسي كشورها(از مرزهاي چين تا مديترانه هنوز هم زبان فارسي- هرچند به شكل غيررسمي و ملبس به لهجه و گويش‌هاي بسيار مختلف- رايج است ولي حداقل، مردم سه كشور ايران، افغانستان و تاجيكستان به طور رسمي فارسي زبانند.) مي‌تواند نويدي در بهبود شرايط باشد. شرايطي كه صرفاً ما و همگنان ما در آن گرفتاريم و خود چند و چون آن را بهتر مي‌شناسيم.

پذيرش سايت > فارسی > دیدگاه > ما نويسنده‌ايم و نوشتن حرفه ‌ی ماست؛ اما…


Share this page  

Balatarin, BackFlip, BackFlip, BackFlip, del.icio.us, Bibsonomy, BlinkList, BlogMarks, CiteUlike, Digg, Diigo, DZone, Fark, FeedMeLinks, Furl (alt.), Google, Jots, Linkagogo, LinkRoll, Lycos, ma.gnolia, Markabboo, Netscape, Netvouz, Newsvine, NowPublic, PlugIM, reddit, Rojo, Scuttle, Simpy, SiteJot, Smarking, Spurl, Squidoo, Taggly, tagtooga, Wink, Wists

پاسخ به اين مقاله

Kabul Press

www.kabulpress.org

www.frogbooks.net

www.ipplans.com

 

Register | Sign In | Password Forgotten? | Site Map | RSS | Tell a Friend | About Us| Contact Us | Home

نام نویسی | ورود برای انتشار | بازیابی کلمه ی عبور  | نقشه ی سايت | آر. اس. اس | رها پن را به دوستان خود معرفی کنيد;


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2010/ Authors

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به رها پن خانه ی نویسندگان آزاد و نویسندگان می باشد

 

Website hosted and designed by IP Plans