کرزی و زمستان و تابستان
پرسيدند: زمستان های کابل
بهتر است يا تابستان هايش؟
يکی جواب داد: زمستان بهتر
است. چون بوی تعفن با گرد و خاک کمتر است.
يک نفر ديگر جواب داد:
تابستان هايش. چون گل و لای و چتل کمتر
است.
کرزی هم جواب داد: ما هم
از زمستان خوشمان می آيد و هم از تابستان.
کرزی و کوکنار ربطی بهم
ندارند
کرزی جايی سخنرانی می کرد
و می گفت: نکاريد، نکاريد، نکاريد. برای
افغانستان شرم است که کشت کوکنار کند. آخر
چرا می کاريد؟
يکی از بين جمعيت بلند شد
و گفت: باشد درست است، باشد ديگر نمی
کاريم. اما سود ما بيشتر است يا کسی که به
اروپا و آمريکا می برد؟
کابل تشتاب بزرگ
کرزی در ميدان هوايی کابل
از طياره پايين شد. چند قدمی که روی زمين
پياده رفت، خم شد تا خاک افغانستان را
ببوسد. يک دفعه حالش ناخوش شد. صبغت الله
مجددی که به استقبال آمده بود پرسيد: چطور
شد بچم؟ کرزی جواب داد: خاک بد بوی دارد.
از ميدان هوايی تا خانه ی
صبغت الله هر دو شمردند 418 نفر کنار سرک
تشناب می کردند. وقتی نزديک سرک 15 که
رسيدند، ديدند دو نفر ديگر بين آشغال ها
ديوار به ديوار مقر صبغت الله تشناب می
کنند که 420 نفر می شوند. همچنين موارد
مشابه زيادی هم ديده شد.
دو اعلان مفت و مجانی
اعلان اختصاصی برای چند
حمام تازه و سلمانی
يک روز چند نفر از خانه ی
صبغت الله مجددی برآمدند و پيش کرزی شدند
تا اعلان همکاری کنند و ديگر طالب نباشند
يکی شان گفت: رييس صاحب ما همه از خود
هستيم؛ ما را هم در دولت شامل کن. کرزی
گفت: حمام کردن يا نه؟ همان يکی جواب داد:
بعضی مان هان بعضی مان نه. کرزی گفت: تيز
تيز حمام کنن؛ دريشی د جانتان، نکتايی را
از ياد نبرن؛ باقيش با ما.