آگهی و اعلان شما در اينجا

کابل، افغانستان

RAHA PEN

Author Index

هفته نامه خبری، تحليلی و انتقادی

 

سال اول، پيش شماره، ابتدای جوزای 1384

 

همراه 4 صفحه ضميمه کار و بار

نسل نو نويسندگان هند

سانيل کی پولانی

سانيل کی پولانی، با پانزده سال کار در ساندی آبزرور، فاينشنال اکسپرس، بليتز و مجله ی فری پرس به عنوان سردبير ارشد، در حال حاضر سردبير   w.domain-b.com و www.prdomain.com می باشد. او در بمبئی زندگی می کند، شهری که از آن نفرت دارد و دوستش دارد. او ناشر و ويراستار فراگ بوکس می باشد که در ماه مارس 2003 راه اندازی شده است. دو کتابی که مدت ها پيش منتشر کرده  CrossRoad ( نوولی از جاسميت چهابرا) و The Rape of News ( گرداوری و ويرايش سانيل کی پولانی) می باشد.  The Rape of News نقدها و تحليل هايی آزاد و بی پرواست. در سال 1994 سانيل کی پولانی و ساپريا مادانگارلی کتابی را به انگليسی با عنوان دفتر خاطرات نارمادا نگاشته اند و همچنين او دفتر شعری به زبان مادری اش مالايالام منتشر کرده است. اواخر سال 2002 او با کامران ميرهزار نويسنده و شاعر آزاد افغانستان آشنا می شود و رابطه ی کار ادبی و دوستی به رها خانه ی نويسندگان آزاد می کشد. او اکنون ويراستار بخش انگليسی رها می باشد و نوشته هايش در سايت رها منتشر می شود.  نوشته های سانيل شکل انتقادی دارد و کارکترهايش در فضاهايی شرکت می کنند که علاوه بر خلاقيت، ميل به بهم ريختن دارند. داستان های سانيل جامعه ی هندوستان را ترسيم می کند که در دنيای جديد با کارکترهايی معترض به پيش می رود، به ديوار برخورد می کند و تلاش خود را برای آزادی اش از دست نمی دهد. سانيل کی پولانی گاهی نقاشی می کند، گاهی فيلمنامه می نويسد و گاهی مجسمه های نامفهومی را برای خودش می سازد. وقتی او جوانتر بود به جناح راست راديکال پيوسته بود و اکنون وقتی از آن حرف می زند، برايش مثل فکاهی و خنده است. او ازدواج کرده و آرچانا ، همسرش او را دوست دارد. سانيل به خواندن، نوشتن، روزنامه نگاری، ويسکی، تادی، سينما، اينترنت و زندگی همراه با خطر علاقمند است.

 

يکی با شتاب از مرز گذشت

مينا کابلی

 

mina@rahapen.org

همين که چشمانش را گشود خود را ميان انبوهی از رنگ فسفر يافت که  بازتاب را به درون می کشاند. بی اين که احساسی از  نوع شل شدن داشته باشد اطراف را برای جريان می گشود و تمايل داشت که شعاع خود را کاملا بر اندامش پهن کند. گاه با تکان مژه ها با مسيری ديگر می آميختش و گستره ی فسفری را در اتاق پخش می کرد. نفس زدن هايش به ارتفای فسفری می افزود و همانگونه ، بی که احساسی از نوع شل شدن داشته باشد ، به او نزديک تر می شد تا وزن بيافد و فسفر او را درنوردد.

دو

جهان همين گونه بود که طعم گس داشت و انبوهی از آمدن ها و رفتن ها را با آن می آميخت. چراغی در شيشه ی اتانول يا نفس هايی زير ميکروسکوپ بودند که حيات را به دورترين نقاط می بردند. اين بيشتر شبيه يک مدل مو می ماند که فکر می کنم اينجا ها کمتر از اين چيزها دارند.

سه

مينا!

 چشمانت را نگشا که دالان های رنگ را از دامن مجالی باشد و کشيدگی تبسم احاطه ات کند.

چهار

فضا در انديشه بود که فضا را آدمی ساخت و يکی خود را حل کرد در معما و يکی با شتاب از مرز گذشت و به آب زد.

پنج

فسفر بالا آمد

و وزنش را انداخت بر همه ی او که ديگر مجالش نيست

صفحه اول

صفحه 2

صفحه 3

صفحه 4

صفحه 5

صفحه 6

صفحه 7

صفحه 8

صفحه 9

صفحه 10

صفحه 11

صفحه 12

صفحه 1کار و بار

صفحه 2 کار و بار

صفحه 3 کار و بار

صفحه 4 کار و بار

 

هفته نامه چای داغ

پرفروش ترين هفته نامه در کابل آگهی و اعلان می پذيرد

 

پلان حرفه ای وب

2000 مگابايت

ثبت قلمرو رايگان

009379390025

 

 


Copyright© Chay-e-Dagh Weekly/ Kabul/ Afghanistan 2005