RAHA

Home

Author Index

WORLD INDEPENDENT WRITERS' HOME

RAHA Charter - RAHA Membership - RAHA Book - Professional Literature - Literary Criticism - Opinion

 Poetry - Short Story - Author Index -  News World-class literature - Letter to Editor - Interview

 Writers in exile - Amateur literature - RAHA Gift - Link to RAHA  - Frog Books - Contact Us


Opinion

   

 

 Kabul Press, World Media Home

پن عليه پن

به بهانه ی عملکرد يکساله ی پن در افغانستان

کامران ميرهزار

editor@rahapen.org

ژاک دريدا فيلسوف فقيد فرانسوی در انتقادهای صريح و بی پرده ای که به انجمن جهانی قلم يا اينتر نشنال پن کلب داشت، اين سازمان را متهم به اين می کرد که با سيستم کلاسيک، عکس آنچه در منشور خود آورده است ، تبديل به سازمانی می شود که مانند انبوه سازمان های ديگر به تظاهر روی می آورد و در پنهان کار ديگر می کند. اکنون انجمن جهانی قلم در افغانستان مانند انبوه سازمان های عريض و طويل ديگر ، اقدام به راه اندازی دم و دستگاه کرده است و مدعی شده بود که برای ياری نويسنده ی افغان چنين کاری را انجام می دهد. نويسنده ی افغانی که سال ها در خشونت و آوارگی زيسته است و اکنون پن می خواهد که سامانی برای او بسازد و در فراز و نشيب ياری اش کند. آيا اين سازمان عريض و طويل که طرف مشورت سازمان ملل متحد و يونسکو می باشد، کدام کار مثبتی را برای نويسنده ی افغان انجام داده است و يا حتا کتابی از او را به نشر رسانده است؟ کندوکاو عميق تر اين سازمان در افغانستان و کشورهايی از اين دست ما را به نتايج ديگری می رساند که متاسفانه سازمان پن را علی رغم نويسندگان عضو چون، هومرو آريدجيز، ماريا وارگاس يوسا، آرتور ميلر و... چهره ای ديگر می دهد. چهره ای که اين سازمان پير از پشت عينک ريبون به ملک و املاکش می نگرد و تلاش دارد که بر فتوحاتنش بيافزايد. آخرين فتح پن جهانی افغانستان بود که بالاخره توانست که شعبه ی ديگری از پن در کشورمان بسازد و برخی از نويسندگان کشورمان را در بسته بندی انجمن نويسندگان افغانستان قرار دهد. بسته بندی که من فکر می کنم که کاملا عليه روند طبيعی نوشتن در افغانستان می باشد و از ديدگاه کلاسيک پن چشمه می گيرد و نه از جريان خودجوش نويسندگان. در ديدگاه کلاسيک پن، سازمان با شعبه ای ديگر گسترش پيدا کرده و ملک و املاکش گسترش پيدا می کند. نويسنده ی جهان سومی که تلاش می کند تا از سانسور بگريزد، برخورد کاملا توريستی با وی می شود و در خوشبينانه ترين شکل آن مثلا در ايران، رضا براهنی که مشکل چندانی برای سفرهای برون مرزی نداشت، به کانادا برده می شود. حال آنکه اگر به واقع بنگريم، نبايد که نويسنده ی افغان را در بسته بندی انجمن قلم افغانستان محصور کنيم، تا بجای آنکه خود رشد يابد، دامنه ی سازمان ديگری را گسترش دهد. افغانستان نه آن چيزی ست که در قانون اساسی کشور آمده است، که بل افغانستان به وسعت آوارگی افرادش گسترش پيدا کرده است. قلم و نوشتن زمانی اهميت خود را بيشتر نشان می دهد که ما نگاه ژرف تری به مسايل داشته باشيم. در تبعيد و دور از زادگاه، در آخرين روزهايی که عبدالوهاب البياتی شاعر بزرگ عراقی، همراه آسم، شعر و زندگی را ترک می کرد، پن چه کمکی به او کرد؟ در همان عراق در طی سانسور رژيم صدام برای رساندن صدای شرکو بيکس شاعر مبارز کرد چه کرد؟ برای حفظ ادبيات و زبان مالايالم و نويسنده ی آن که در هندوستان به مهاجرت آمده است، پن جه انجام داده است؟

 راه اندازی دم و دستگاه در افغانستان، بيشتر از آنکه نويسنده ی افغانستانی و ادبياتش را حمايت کند، جنبه ی تزيين می يابد که در کنار ورود انواع سازمان های بين المللی به افغانستان، انجمن جهانی قلم از کاروان دموکراسی و يا در حقيقت تجارت دموکراسی عقب نماند. جدای اين انجمن جهانی قلم علی رغم آنجه مدعی ست، جريان نوشتن را ياری نمی کند و بل در افغانستان اجتماعی را می سازد که طی چند دهه پيش نه تنها به جريان نوشتن کمک نکرده اند، بل به آن نيز تازيانه زده اند و لت کرده اند. طبيعی ست که در اين ميان نويسندگانی استثنا می باشند که صادقانه به جلو آمده اند و اين صداقت در دام نگاه توريستی به نويسنده گرفتار می آيد. اجتماعی که پن در افغانستان ساخته است، يا سال ها تريبون گروه های نظامی بوده است و يا ادبياتی رنگ باخته و نخ نما را يدک می کشد. ادبياتی که در جسورانه ترين نوآوری هايش، تقليد های ست دست چندم از ادبيات در جغرافيای ايران. برخی از آن ها دست اول ترين مرجع ادبی شان از کتاب المعجم فی معاييرالاشعارالعجم به جلو نيامده است و همراه کارخانه ی ادبيات کلاسيک، جريان سخن و نوشتن را برای نوگرايی و رشد، مانع می شوند. اين ادبيات براحتی بسته بندی می شود و مانند کاری که پن می کن، سليقه های ژرف نشده را در سطح باقی می گذارد. بررسی اينگونه از ادبيات و اينکه چرا خيل انبوهی از نويسنده ی افغان از ادبيات کلاسيک عبور نکرده اند، مجالی باز می خواهد.  البته زمان ما، زمان آن نيست که دوباره بخواهيم برای نوآوری و آفريدن، دوباره از نيمای شعر فارسی شروع کنيم که بل جريان ادبيات ديگر در ايران و حتا ملل ديگر می تواند بخشی از کارنامه ی ادبی ما باشد. اين می تواند ياری مان کند که علاوه بر رشد زبان های ديگرمان همچون پشتو و ازبکی، دوران نويی از فارسی را نيز رقم بزنيم. مهارت اجتماع نويسندگان افغان می تواند در اين باشد که بجای اينکه نگاه توريستی به او شود، اين نوع نگاه انجمن جهانی قلم را دور بزند و موثر باشد. مثلا بجای اينکه نويسنده ی ترک برای بسته بندی نويسندگان افغان به افغانستان بيايد، بليط هواپيما را بدست آقای يوسا بدهد و او را با ادبياتش راهی افغانستان کند. اينجا ديگر ما با انجمن قلمی سروکار نداريم که از پشت عينک ريبون به ملک و املاکش می نگرد؛ بلکه يوسا و ادبياتش و يک نسل تجربه در نوشتن در آمريکای لاتين را  برابر داريم. يا مثلا بجای اينکه نويسنده ی ايرانی، رضا براهنی در قالب پن، اتو کشيده و مرتب در کار بسته بندی نويسندگانمان باشد، ادبياتش را بياورد. چهار شعر و داستان بياورد تا ديده شود که در کفه ی ترازو از ادبيات چه دارد. اين شکل برخورد با پن بگمانم درست تر باشد تا اينکه پن با راه اندازی يک شعبه به ملک و املاکش بيافزايد و هر از چندگاهی نويسندگان دستچين شده ی خود را در کلکسيونی به نمايش بگذارد.

کابل- زمستان 1383

 

 RAHA/23/March/2005

 

As the mind has no boundaries, the RAHA concept does not have frontiers and is opposed to information and cultural control by global communication entities whether media conglomerates, states or local governments, or religions

From independent writers to independent readers

RAHA- World Independent Writers' Home


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2005/ Authors