RAHA

Home

Author Index

WORLD INDEPENDENT WRITERS' HOME

RAHA Charter - RAHA Membership - RAHA Book - Professional Literature - Literary Criticism - Opinion

 Poetry - Short Story - Author Index -  News World-class literature - Letter to Editor - Interview

 Writers in exile - Amateur literature - RAHA Gift - Link to RAHA  - Frog Books - Contact Us


Literary Criticism

   

 

 Kabul Press, World Media Home

 

نسل امروز

و ریشه ی  سردرگمی در ادبیات

گل احمد ( یما)   

مقدمه

    چه دردناک است که درمورد دوستان خود آدم چیزی بنویسد که ظاهراً برخلاف احترام به دوستی است ! دوستی واحترامی که چند دهه است که ادامه دارد . استادان محترم (ناظمی) و(باختری) ازجمله دوستان شخصی بنده اند که کارهای ادبی شان یک نسل قبل ازمن آغاز گردیده است اما متاسفانه درطی ربع قرن دورهً  تسلط کمونستها وفرمانروایی اتحادیه نویسنده گان ؛ کارهایی کرده اند که نتایج آن متاسفانه جامعه ادبی مان را اکنون می آزارد ، بد آموزی آنها  نسلی را بوجود آورده است که گاهی عملکرد های آنها نه تنها درسطح ادبیات بلکه درسطح ارزشهای ملی پراززیانهایی است که نمیتوان آنها را بزودی جبران کرد ! من با کمال پوزش ازحضوراستادان محترم (ناظمی) و(باختری) دوستان شخصی روزهای دشواربخشی از ربع قرن اخیر این نوشته را به نشرمی سپارم .

     طرح مسأله

     هنگامیکه شعروادبیات امروز مطرح می شود ، رسالتی که بردوش  نویسنده و شاعرسنگینی میکند ، ازهمه بیشترمساله یی میگردد که بایست برآن اندیشید وآنرا بصورت تاریخی ، مق

ایسی وتشریحی مطرح کرد . درغیرآن ، بسیاراتفاق افتاده است که " بی شعوری" را " شعور" نام نهند و" بی مسوولیتی " را " مسوولیت " عنوان کنند.

 

     بزرگواران ونسل گمراه

     هنگامیکه " کاجستان شعروشعور واصف باختری "  نوشتهً استاد لطیف ناظمی را خواندم ، بیشترازهرچیز مرا ؛ نه خود این بزرگواران ! بل نسلی که آنها ؛ به گمراهی شان پرداخته اند ، وا داشت که به تحلیل گذرا از آن نوشته بپردازم وسفسطه یی را که دراین نوشته موجود است ؛ برملا کنم .

   سفسطه دربرابرفلسفه

     سفسطه اینست که اندیشه را از زنده گی جدا کنیم و شعر را ازسرنوشت مردم سوا .

    استاد محترم لطیف ناظمی خواسته اند با این نوشتهً شان نوعی از" بی اندیشه گی " را اندیشه نام نهند ، خفت وخواری را آزاده گی ، گمراهی نسل امروز را گشاینده گی " رازبودن" بخوانند !

    مشکل سردمداران ادبیات ( کودتا ) اینست که هیچگاه با اندیشه ؛ صمیمیت نداشته ، هیچگاه اندیشه را یاد نداشته اند ، آنها مردمانی بوده اند که " گندم " را نشان میدادند اما " جو " را می فروختند .

    مشکل اساسی همین است که نویسنده مقاله وموضوع مقاله هردو ، برخلاف آنچه تاریخ می طلبد ؛ قدم برداشته اند ، آنها هیچگاه به تاریخ ؛ به اندیشه وبه مردم اعتقاد نداشته اند ، به این جهت تصورمیکنند که کسی اگرنام مردم را گرفت ؛ مردم گراست واگر ازجامعه یاد کرد جامعه شناس است !

    اندیشه ودانش آقای باختری که به عنوان بررسی موضوع  و محتوای  شعر وانمود شده است ، طوریکه آقای ناظمی تشریح نموده است یک سلسله شعارهای تقلیدی است که هیچگاه با گوشت وپوست وخون شاعرعجین نگردیده است ، بلکه صرف درسطح کلمات باقی مانده وتنی چند را که هیچگاه موقع فکرکردن نیافته اند متقاعد ساخته اند که همانند آنها فکرکنند .

     آرمان گرایی ، آزادی خواهی واعتراض وپرخاش

     برخلاف آنچه آقای ناظمی گفته اند آقای باختری هیچگاه آرمانگرایی ، آزادی خواهی واعتراض وپرخاش نداشته اند ، زیرا آرمانگرایی چیزی نیست که صرف درشعرانعکاس پیدا کند ، بلکه حتماً درزنده گی نیز تجلی میکند وانسان را وا میدارد تا قدمی درراه آرمان خود بگذارد ، آنچه واصف باختری داشته است ؟ چه بوده ؟ درکدام بخش زنده گی شعوری وی انعکاس پیدا کرده است ؟ آزادی خواهی یعنی چه ؟ آیا درکدام عمل ادبی شان تجلی کرده است ؟ اعتراض وپرخاش کدام بوده است ؟ آیا اتحادیه نویسنده گان جای اعتراض وپرخاش به کسی می مانده است ؟  آیا برای آزادی خواهی محلی بوده است ؟

    دربارهً  نومیدی ، تنهایی وغربت وحسرت گذشته چی میتوان گفت ؟ واصف باختری شاعرنومید است اما نه نومید فلسفی که اورا بیشتربه حرکت وا دارد  بلکه نومیدی است که نمی خواهد مردم با داشتن امید به فردا به حرکت وادارشوند ؟ " تنهایی " را نیزآقای باختری هیچگاه تجربه نکرده اند که به انعکاس فلسفی یا هنری آن بپردازند ؟ زیرا از پگاه  تا بیگاه دراتحادیه نویسنده گان به سربردن و با چهره هایی چون ( نایبی ) و ( پدرام ) قافله سالاران به گفته باختری شعر نیمایی درافغانستان به سرکردن وازآنها چهره های ادبی ساختن با تنهایی ازگونهً (کافکا) یا آنچه ( سارتر ) و ( کامو) یا شاعران وبزرگان عرفان واندیشه همانند غزالی ومولینا وعین القضاه همدانی و شیخ الاشراق داشته اند وآنرا درآثار خود انعکاس داده اند وشعروادب را عمق بخشیده اند ؛ فرق بسیاراست . غربت به مفهومی که مثلاً دراشعارعرفانی کلاسیک ما انعکاس دارد و درآثار چون مثنوی منعکس است ویا هم درشعرحافظ انعکاس دارد :

    دو تنها ودوسرگردان ، دو بی کس          دد و دامت کمین ازپیش وازپس

درشعرباختری وجود ندارد ، صرف زبانش است که برای  کسی که طبیعی زبان را یاد گرفته یا به اساس تفکر، غریب می نماید  زیرا باختری ازروی کلمه وتعریفات می نویسد نه ازروی تفکر بالای زنده گی و گزینش  کلمه وکمک گرفتن از تعریفات !

    درباره " حسرت گذشته " باید گفت که هرگاه منظور ازگذشته فکری بوده باشد ! اگراین امر را  درمورد باختری صادق دانست وی همواره به نفی گذشته فکری خود  پرداخته است ، زیرا وی آگاهانه به گذشته خود تعلق نداشته ورنه به این اندازه  بی رحمانه آنرا نمی کوبید همانگونه که همین اکنون نمیتواند تصریح کند که به چه امری باور دارد ؟ 

     جهان بینی بسته و باز

     به گفتهً ناظمی ؛ باختری دوگونه جهان بینی دارد ؟ 

-          جهان بینی بسته

-          جهان بینی مستقل وآزاد .

هدف ناظمی ازجهان بینی بسته مجموع اندیشه های سیاسی و ایدیالوژیک است که گویا باختری خود را به آن منسوب می دانست ونوعی از رسالت اجتماعی وسیاسی به خود قایل بود وهدف از جهان بینی مستقل وباز ؛ نداشتن ایدیالوژی واندیشهً سیاسی است .

     منسوب به یک جریان سیاسی

    اما حقیقت اینست که باختری هیچگاه  اگاهانه کدام ایدیالوژی  را نپذیرفته بوده  ، بلکه بصورت تقلیدی خود را منسوب به یک جریان سیاسی میدانست و چند شعری هم تحت تاثیر آن اندیشه گفت که شهرت وی هم به آن حرکت سیاسی واجتماعی وی مربوط می شود وشعر هایی که با آن دوره از حیات وی مربوط است .

    باختری و استقلال فکری

    اما وی هیچگاه نکوشید خود را از تقلید برهاند و به استقلال وآزادی فکری دست پیدا کند. به همین جهت است که او گاهی شعار میدهد ، بد میگوید ولی هیچگاه راه را نشان داده نمیواند ، کسیکه شعر باختری را میخواند نمیداند که چی کند ؟  رخوتی برایش دست میدهد اما جرقهً فکری به او انتقال نمیکند .

 چرا ؟  برای اینکه باختری هیچگاه  " محتوای اجتماعی " را ازمتن اجتماع نمیگیرد ، از متن آنچه میخواند برمیداد ؟  تنها  کسی  میتواند  از متن  اجتماع  " محتوای اجتماعی " را بگیرد که فعالانه با اجتماع  برخورد کند .  این برخورد فعالانه میتواند یا سیاسی باشد ، یا فلسفی یا اجتماعی یا ادبی ؟  باختری ازاجتماع  خود  کدام  برداشتی  نداشت  که  در برابر آن و متناسب  به آن کدام " تیزسی "  یا " ذهنیت"  ایجاد نماید وآنرا پی گیری کند . به این جهت است که مسألهً استقلال فکری وازادی فکری را نمیتوان درمورد باختری یا نویسنده مقاله ( ناظمی ) بکاربرد ؟  آنها همواره ازانچه درخارج افغانستان به پخته گی رسیده است ؛ به عنوان یک فکر تایید نموده اند ، به همین جهت است که نتواسته اند با معیارهای " ملی " راهی را پیش ببرند یا جریانی را تکامل بدهند .

    اگر ادبیات امروز ما سردرگم است ؛ از اندیشه بیگانه است که بیشتر برمیگردد به همین سی سال اخیر که آقایان موضوع مقالهً حاضر (باختری)  ونویسنده مقاله حاضر( ناظمی)  در پیشاپیش آن قرار داشته اند .

    ناظمی وباختری وتاریخ ادبی معاصر

    خصوصیت عمدهً این دوره آنست که اصولاً نوشته یا اندیشه یی که ازنظر تاریخ معاصر دریک بستر مشخص قرار داشته باشد مطرح نمیگردد بلکه مطالب براساس آنچه دربیرون افغانسان طراحی میگردد ، درمقالات واشعارشان موضوع قرار میگیرد . به همین جهت است که به موضوع ومحتوا و اندیشه بسیار سطحی برخورد صورت میگیرد . برمسایل برخورد غیر مسوولانه یا غیر علمی صورت میگیرد . چنانکه هنگام برخورد با شعر افغانستان هیچ گونه خصوصیت شعری کشور مشخص نمیگردد و بر پایهً آن به

 آفرینش دست زده نمی شود یا اشتباهی که  در نام گذاری برخی از قالبها در ایران می شود ؛ درمیان آنها ادامه می یابد چنانکه هنوز هم بجای شعر آزاد FREE VERSE) ( اصطلاح ( شعر سپید) را بکار می گیرند که  کاریست که فقط نشان دهندهً تقلید است وبس ! ویا اصطلاح قالب ( نیمایی ) را تقلید کردن ولی از ( طرزی) پیروی نکردن کاریست که برنداشتن برخورد فعال  ادبی با اجتماع وجریان های اجتماعی وفرهنگی میکند .

    ( ناظمی) و ( باختری ) در یک مقایسه با ( رضا براهنی ) و ( شاملو)

         مقایسهً  نویسندهً  مقاله  و موضوع  مقاله  با  ناقدان  و شاعرانی  چــون ( رضا براهنی ) و( شاملو) نشان میدهد که اینها برخلاف نقد نویسان وشاعران مطرح درکشورهمسایه ، هیچگاه یک اندیشه اساسی درمورد ادبیات وشعر درکشور نداشته اند وشعر وادبیات را بعنوان یک ابزار برای تعالی زنده گی نمی شناخته اند ، به این جهت ، به آن رسالت ومسوولیت قایل نبوده اند بلکه به آن به  عنوان یک وسیله " شهرت " یا .... میدیده اند و بدبختانه نسلی که به تعقیب آنها پرداخته اند ؛ همان سان بوده  اند  ،  درحالیکه  برخلاف ،  پیگیری " اندیشه اساسی "   و تکامل  آن اندیشه  اساسی –   در  مــورد  شکل  یا  محتوا – درسراسر آثار نویسنده گان  پیشگام  ( براهنی وشاملو)  تجلی  دارد  و  در عقب  آن آثار ؛  نوعی  از  وسواس  نویسنده  و شاعر  برای  پرداختن   با   آن    " اندیشه اساسی " دیده می شود .

     مطرح نبودن آنها دریک بستر تاریخی موجب گردیده است که نتوانند جریان های سالم ادبی را پدید  بیاورند وهنگامی هم که دربرابر نویسنده گان مطرح در کشور های دیگر قرار می گرفتند متاسفانه رنگ می باختند ! درچنین وضع سخن گفتن از صورت وشکل بسیار ساده لوحانه می آید ، زیرا ازصورت گپ  زد ن وقتی  مطرح میگردد که محتوا چیزی داشته باشد !

    تحلیلی صوری ونداشتن یک نظریهً روشن ادبی

    ناظمی دیدگاه ( ابن قتیبه ) وقابوس و شمگیر را با تحلیل های سبک شناسی Ostrannenia,Texture , Diction و موسیقی شعر وتصویر خیال ، کلمات وترکیبات همراه میکند و ازروی تعریفاتیکه از این کلمات دارد و حتی ازجاهای مختلف گرفته است بدون آن که آنها را دریک تحلیل منظم ومنطقی قرار بدهند و برپایهً  یک نظریهً ادبی درنظر بگیرد و نتیجه های مشخص برپایهً قضاوت های راستین به دست آورد ؛  همه  تحلیل  ها  دست  به  دست  هم  میدهند  تا ثابت کنند که واصف باختری "  حکیمی است دانا ، ادیبی است لبیب و شاعری است مفلق " !

    دانسته نمی شود که این نتیجه گیری چه مساله یی را درمورد ادبیات امروز یا شعر ( واصف باختری ) حل میکند ؟ دراین زمانه که تحلیل های علمی شکل ومحتوا را پیوند میدهد ویک " اندیشه اساسی " تحلیل ها را سمت میدهد وبرای شاعر وخواننده ؛ رهنمود هایی که بتواند خود را دریک مقطع و دربرابر یک دید گاه ادبی قرار بدهد ، از یک شاخ به شاخ دیگر پریدن وهمه چیز را مطلق ساختن جز برخورد غیرعلمی ، برخورد سطحی وغیر مسوولانه به ادبیات دیدن و درباری نگریستن دگر معنایی ندارد .

 

    ادبیات واندیشه

    امروز ادبیات ما به اندیشه ضرورت دارد و اندیشه ورزان ، زیرا زمان ما   ادبیات را جدی می گیرد ، با زنده گی درهم می آمیزد ، میخواهد همانند ضروریات زنده گی ، آنرا درحیات خود به کار بگیرد ، هرقدر که زنده گی پرمایه ترگردد دیگر نمیتوان به زور کسی را برجامعهً ادبی به عنوان استاد وقهرمان جا زد ! اگر قهرمانی هست وظیفهً قهرمان آنست که راهی را برای زنده گی نشان بدهد خواه زنده گی ادبی باشد خواه اجتماعی !

    مقالهً  " کاجستان  شعر و شعور  واصف باختری " همانند شعرباختری سرهم بندی یک مقدارمعلومات است که بدون هیچگونه ارتباط با زمینهً اجتماعی زنده گی ،نویسنده خواسته است با توصیف یک شاعرهمانند خودش ازنظر رسالت اجتماعی وفرهنگی به جامعه بفهماند که باید به وی به عنوان یک قهرمان نگریست اما نمی گوید که این قهرمان برای  دیگران  چی  کرده  است ( درشعرش ! حالا کارنداریم درزنده گی واقعی اش ! ) بگذریم که حالا بجای قهرمان سازی ، بهتراست اندیشیدن را  یاد بدهیم وچگونگی موضعگیری دربارهً حوادث واینها همه ارتباط می گیرد به " اندیشهً اساسی " داشتن دربارهً شعر وادبیات ! واین چیزیست که استاد ناظمی واستاد واصف باختری فاقد آن اند !

    نسل متاثر ازناظمی وباختری

    واین مشکلی  است که همهً نسل متاثراز آنها با آن مواجه اند ! چه خوبست که این مسایل دریک نشست بالمواجه انترنیتی یا رادیویی مطرح گردد ونسل امروز بدانند که ادبیات با اندیشدن ارتباط دارد واندیشه با زنده گی !

    اگر درمورد ناظمی وباختری چنین می نویسیم برای آن است که نسل امروز ازطلسمی که گاهی دربند آن قرار می گیرند خود را رهایی دهند ! ورنه نویسندهً مقاله وموضوع مقاله سالهاست که دیگر مطرح نیستند واز نظر اثر گذاری موجودیت ندارند !

    اصلاح نسل باز مانده از بد آموزی ناظمی وباختری و وظیفه ادبیات  امروز

    دیگر ادبیات دربند یک رادیو ویک اتحادیه نویسنده گان قرارندارد ، دیگر درباری نیست که شاعرو نویسنده ً درباری داشته باشد !

    استاد ناظمی واستاد باختری فقط دریک مقطع تاریخ متاسفانه یک نسل را گمراه کرده اند ، نسلی که  براه آوردن آنها مشکل دیگریست درپهلوی صد ها مشکلی که امروز درجامعه ما وجود دارد !

    موخره

    من امیدوارم توانسته باشم با این نوشته بگوشه یی ازصد ها مشکلی که درادبیات معاصر داریم روشنی افگنده باشم وبدین شکل ریشهً یکی ازسردرگمی ها را نشان داده باشم .    

   

 

 

گل احمد ( یما)   

فقط با ذکر ماخذ و لينک به آن می توانيد از مطالب اين سايت استفاده کنيد

خواندن و نوشتن

مهندسی ادبيات افغانستان

کامران ميرهزار

Evolving times and the wind of exile( Biography)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

As the mind has no boundaries, the RAHA concept does not have frontiers and is opposed to information and cultural control by global communication entities whether media conglomerates, states or local governments, or religions

From independent writers to independent readers

RAHA- World Independent Writers' Home


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2004/ Authors